محمد بن هندوشاه نخجوانى
39
صحاح الفرس ( فارسى )
كپيانش « 1 » آتش همى پنداشتند * پشتهء هيزم برو انباشتند « 2 » شيب : سه معنى دارد . اول رشتهء تازيانه [ است ] . منجيك گفت : بيت « 3 » بگاه شانه برو ( بر « 4 » ) تذرو خايه « 5 » نهد * بگاه شيب به درد كمند رستم زال دوم آشفتن « 6 » بود . سيم ضد فراز بود « 7 » . شيب و تيب : از قبيل توابعاند « 8 » و بمعنى سرگشته و مدهوش و شتابزده آمده . رودكى گفت : بيت شيب تو با فراز و فراز تو با نشيب * فرزند آدمى به تو اندر بشيب و تيب « 9 » فصل غين « 10 » غاب : دو معنى دارد « 11 » . اول حديث بيهوده بود . رودكى گفت : بيت تا كى برى عذاب و دهى ريش را خضاب * تا كى فضول گويى و آرى « 12 » حديث غاب دوم بازمانده و بازپس افتاده باشد . حكيم ناصر - خسرو گفت : بيت زان همه وعدهء نيكو بچه خرسند شدى « 13 » * اى خردمند بدين نعمت پوسيدهء غاب ( غژب ) « 14 » : دانهء انگور بود « 15 » . ابو العلاء « 16 » شوشترى گفت : نظم بيار آنكه گواهى دهد ز جام كه من * چهار گوهرم اندر چهار جاى مدام ز مرد اندر تا كم عقيقم اندر غژب « 17 » * سهيلم اندر خم آفتابم اندر جام فصل فاء « 18 » فرسپ : چوبى است كه بام را به آن پوشند « 19 » . [ رودكى گفت ] « 20 » مثال : بيت بام و فرسپ « 21 » بجمله خرد كنى * از گرانى اگر شوى بر بام « 22 » فصل كاف « 23 » كب : بباى بيك نقطه و بروايتى ديگر بسه نقطه « 24 » اندرون رخ باشد يعنى « 25 » دهان . عروضى گفت : بيت روان گشته دائم « 26 » دو چيز از چهارش * ز دو چشم كورى ز دو كبش « 27 » لالى كنب « 28 » : كنو « 29 » باشد كه از ( آن ) « 30 » ريسمان سازند و در اصفهان كاغذ نيز از آن كنند . حكيم انورى
--> ( 1 ) - ط : كپانش ( 2 ) - ك : دو بيت رودكى را ندارد . ( 3 ) - شاهد را ندارد ( 4 ) - داخل دو هلال از « لف 26 » ( 5 ) - ط / « لف » : سايه ( متن از فروزانفر ) ( 6 ) - ك : بمعنى آشفتن ( 7 ) - ك : و بضد فراز هم هست ( 8 ) - ك : است ( 9 ) - ك : فراز و شيب ( 10 ) - ك : عنوان را ندارد ( 11 ) - ك : ندارد ( 12 ) - ك : آرى و گوئى ( 13 ) - ك : شوى . ( 14 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد ( 15 ) - ك : است ( 16 ) - ك : ابو علا ( 17 ) - ط : ژ مردم در تاك و عقيق در شيشه ( 18 ) - ك : عنوان را ندارد ( 19 ) - ك : قايم كنند ( 20 ) - داخل قلاب از « لف 23 » ( 21 ) - ط : نام و فرست جمله ( متن از « لفس 23 » ( 22 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 23 ) - ك : عنوان را ندارد ( 24 ) - ك : و بروايتى بباء مفروع ( 25 ) - ط : يكى ( 26 ) - ك : دانم ( 27 ) - ط : چيز . ( 28 ) - ط : كتب ( 29 ) - ط : كتو ( 30 ) - داخل دو هلال از « ك »